خستگی جناح راست از حماقت ترامپ؛ آیا جمهوری‌خواهان علیه ترامپ شورش خواهند کرد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۰۴۳۴
رسانه انگلیسی تحلیل کرد؛

خستگی جناح راست از حماقت ترامپ؛ آیا جمهوری‌خواهان علیه ترامپ شورش خواهند کرد؟

سایت انگلیسی Unherd در مقاله‌ای به بررسی وضعیت آشفته‌ی فکری و سیاسی در حزب جمهوری‌خواه آمریکا می‌پردازد.
خستگی جناح راست از حماقت ترامپ؛ آیا جمهوری‌خواهان علیه ترامپ شورش خواهند کرد؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ سایت انگلیسی Unherd در مقاله‌ای به بررسی روند تحولات این حزب در دوران دونالد ترامپ، به بررسی سقوط اخلاقی و تناقض‌های موجود در اتحاد فعلی راست‌گرایان می‌پردازد.

 

مقاله هشدار می‌دهد که ادامه سیاست‌هایی که بر مبنای خواسته‌ها و هوس‌های یک فرد بنا شده‌اند و بی‌توجه به اصول دموکراتیک و هنجارهای سیاسی جهان عمل می‌کنند، سرانجامی جز خودویرانگری سیاسی یا طرد کامل مردمی نخواهد داشت.

 

سال ۱۷۸۳ در بریتانیا، شباهت زیادی به سال ۲۰۲۲ داشت: سالی پرآشوب که در آن سه نخست‌وزیر یکی پس از دیگری بر سر کار آمدند. دومین آن‌ها، یعنی دوک پورتلند، ائتلافی شکننده را رهبری می‌کرد که از دو جناح متخاصم تشکیل شده بود؛ دو جناحی که تا پیش از آن به‌شدت به یکدیگر دشمنی می‌ورزیدند. این ائتلاف خیلی زود از سوی پادشاه جورج سوم طرد شد، و او به حمایت از متحد وفادارش، ویلیام پیت جوان، پرداخت. در انتخابات بعدی، پیت پیروزی قاطعی به دست آورد.

 

دلیل اصلی شکست ائتلاف «فوکس-نورث»، تناقض آشکار در ماهیت آن بود. کتابی با عنوان «مزایا و معایب فوکس، نورث و بورک» به‌سختی به ائتلاف تاخت و آن را «هیولایی از خطرناک‌ترین نوع» توصیف کرد. برای اثبات این موضوع، تنها کافی بود بخش‌هایی از حملات و توهین‌های گذشته‌ی چارلز جیمز فوکس به لرد نورث را نقل کند. فوکس، نورث را «خلبانی بی‌کفایت که باعث از دست رفتن یک قاره کامل شد» توصیف کرده بود، و او را متهم به انواع «دروغ و خیانت» کرده بود... و این لیست ادامه داشت.

 

مدت‌هاست به این فکر می‌کنم که شاید زمان آن رسیده تا یک روزنامه‌نگار جاه‌طلب آمریکایی نسخه‌ی معاصری از این کتاب بنویسد – درست مانند آنچه ممکن است در بریتانیا درباره سیاستمداران اصلاح‌طلبی مثل زهاوی یا جینریک بنویسند.

 

مسلماً کتابی با عنوان «مزایا و معایب ترامپ، ونس، و روبیو»، برای لیبرال‌های ضد ترامپ خواندنی خواهد بود – درست مثل کتاب‌هایی که ۱۹۱ صفحه‌ی خالی دارند و با عنوان‌هایی چون «دستاوردهای کامالا هریس» چاپ شده‌اند و در خانه‌ی بسیاری از حامیان ترامپ دیده می‌شوند.

 

این کتابِ فرضی، به‌راحتی می‌تواند شامل نظرات تند جِی‌دی ونس درباره ترامپ باشد؛ جایی که او او را «هروئین فرهنگی» و «هیتلر آمریکایی» خوانده است. یا شامل تمسخرهای ترامپ از «مارکو کوچولو»، به‌ویژه به خاطر عرق‌کردن زیادش. یا پاسخ روبیو که ترامپ را «فریبکار» خطاب کرده بود.و نمونه‌های فراوان دیگر.

 

چنین کتابی پر خواهد بود از ژست‌های نمایشی، عقب‌نشینی‌های خفت‌بار، و اندکی عزت‌نفس.

 

برخی از این نقل‌قول‌ها، به‌ویژه از آن جهت قابل‌توجه‌اند که همزمان نشانه‌ای هشداردهنده، و در عین حال پیش‌گویانه‌اند. مثلاً جِی‌دی ونس، با آن چهره‌ی معصوم و اصلاح‌شده، در اکتبر ۲۰۱۶ گفته بود:«مشروعیت‌زدایی از نتایج انتخابات و از رسانه‌ها واقعاً من را نگران می‌کند.»

 

یا نقل‌قولی از تد کروز – همان زمانی که ترامپ، همسرش را زشت نامیده بود – که هشدار داده بود:«ممکن است یک روز از خواب بیدار شویم و ببینیم دونالد، اگر رئیس‌جمهور شود، گرینلند را با بمب اتم زده است.»

 

اما چنین ماجراهایی فقط یک‌بار رخ نمی‌دهند. این اتفاق‌ها مثل چرخه‌ای تکرار می‌شوند:جمهوری‌خواهان برجسته، به‌درستی، ترامپ را محکوم می‌کنند و سپس با اکراه و ضعف دوباره به اردوگاهش بازمی‌گردند. و این اتحاد، با بی‌هدفی و تناقض، به مسیر خود ادامه می‌دهد.

 

در سال ۲۰۱۶، این الگو در جریان رسوایی «اکسس هالیوود» به اوج رسید؛ بسیاری از جمهوری‌خواهان تصمیم گرفتند از انتخابات کناره‌گیری کنند، چرا که فکر می‌کردند ترامپ شانسی برای پیروزی ندارد.
پس از پایان دوره‌ی ریاست‌جمهوری او، در ماجرای حمله به کنگره (۶ ژانویه)، بار دیگر همین روند تکرار شد؛ این‌بار با تصوری محکم‌تر مبنی بر اینکه دوران ترامپ تمام شده است. اما باز هم، برخی از همان افراد که روزی او را محکوم کرده بودند، اکنون در صف حامیانش هستند.

 

مارکو روبیو – که در آن روز، از ترس، احتمالاً در یکی از پناهگاه‌های زیرزمینی مخفی شده بود – در توییتی نوشت:«هیچ چیز میهن‌پرستانه‌ای در اتفاقات ساختمان کنگره وجود ندارد؛ این یک هرج‌ومرج ضدآمریکایی به سبک جهان سوم است.»

 

اما همین فرد اکنون عضو تیمی است که در اولین اقدامش، برای همان «آشوبگران جهان سومی ضدآمریکایی»، عفو کامل و بی‌قیدوشرط صادر کرد.

دولت فعلی، خط‌مشی خود را چنین تعریف کرده:

  • انتخابات ۲۰۲۰ سرقت شده

  • مایک پنس خائن بوده

  • یورش‌بَرندگان به ساختمان کنگره، محق و درست‌کار بودند

 

امروز، برخی جمهوری‌خواهان پا را از این هم فراتر گذاشته‌اند. مثلاً «رندی فاین»، نماینده‌ای از فلوریدا که خودش را "چکش عبری" می‌نامد – لقبی که حتی از طرف هم‌حزبی‌هایش هم با تمسخر و انتقاد مواجه شده – لایحه‌ای را برای الحاق کامل گرینلند به ایالات متحده ارائه کرده است.

 

در مقابل، برخی دیگر تلاش می‌کنند تعادل و عقلانیت خود را حفظ کنند.سناتور تام تیلیس از ایالت کارولینای شمالی – که اعلام کرده قصد ندارد در انتخابات آینده شرکت کند – با صراحت می‌گوید:«از این همه حماقت خسته شده‌ام.»

 

اما مشکل اینجاست که همین "حماقت" – یا بهتر بگوییم، وفاداری کورکورانه به هوس‌های رئیس‌جمهور – تبدیل به موتور محرکه حزب شده است، مخصوصاً در رقابت‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان.

 

با این حال، حتی تیلیس هم جرأت نمی‌کند شخص ترامپ را مستقیماً مورد انتقاد قرار دهد.او هم مثل دیگر چاپلوسان اطراف ترامپ، ترجیح می‌دهد تقصیرها را گردن مشاوران بیندازد و خودِ رئیس را از مسئولیت مبرا کند.

 

در کنگره، برخی نمایندگان جمهوری‌خواه تهدید کرده‌اند که اگر ترامپ بخواهد گرینلند را به زور تصرف کند، مقابلش خواهند ایستاد. حتی بعضی‌ها هشدار داده‌اند که چنین کاری می‌تواند پایان ریاست‌جمهوری او باشد.

 

نماینده‌ای از نبراسکا به نام دان بیکن گفته:«این یک فاجعه است. گرینلند عضوی از ناتو است و دانمارک از نزدیک‌ترین دوستان ماست... نحوه‌ای که داریم با آن‌ها رفتار می‌کنیم، واقعاً توهین‌آمیز است و هیچ دستاورد مثبتی هم ندارد.»

 

حتی فقط حرف زدن از تهاجم به گرینلند – چه انجام شود، چه نه – کافی‌ست تا هم‌پیمانان آمریکا را نگران کند، اعتبار بین‌المللی‌اش را نابود کند، و دهه‌ها دیپلماسی و روابط راهبردی را بر باد دهد.جالب اینجاست که حتی طرفداران اروپایی ترامپ، از جمله نایجل فاراژ، نیز از این سیاست‌ها دلسرد و منزجر شده‌اند.

 

با این حال، استقبال برخی از جناح راست آمریکا – چه از روی شوخی، چه جدی – از این ایده‌ها، نشانه‌ای واضح از سقوط فکری و اخلاقی این جریان است.واقعیت این است که انحطاط فکری بخشی از هویت جنبش "مگا" (Make America Great Again) شده است.

 

نویسنده در ادامه اشاره می‌کند به «استیون میلر»، مشاور ارشد ترامپ و معمار سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی، که زمانی حتی مورد تحسین برخی راست‌گرایان اروپایی نیز بود. حالا به نظر می‌رسد او مغز متفکر پشت سیاست خارجی تند و مخرب دولت ترامپ باشد.

 

 

شعار رایجی که در فضای مجازی بین حامیان ترامپ دست‌به‌دست می‌شود این است:"می‌توانی کارها را به‌سادگی انجام دهی."

 

اما این شعار حالا تبدیل شده به بهانه‌ای برای اقدامات نابخردانه و خطرناک.مثلاً:

تهدید به اعزام ناوهای جنگی به گرینلند

بازگرداندن بیماری سرخک

خراب‌کردن شانس پیروزی حزب محافظه‌کار کانادا

یا ادامه دروغ‌پردازی درباره تقلب در انتخابات ۲۰۲۰
و حتی رویاپردازی درباره دریافت جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۲۵!

 

نویسنده اضافه می‌کند که این رفتارها ممکن است از نظر فنی قابل انجام باشند، اما از نظر سیاسی و اخلاقی، فقط احمقانه‌اند.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار